TARIKHSAZAN**TARIKHSAZAN**TARIKHSAZAN**TARIKHSAZAN**TARIKHSAZAN**TARIKHSAZAN

برای آنکه همواره دوستانمان رانگاه داریم بهتراست همواره فاصله ای میان خود وآنها داشته باشیم:اُرد بزرگ

بررسی نقش نهادهای سیاسی در جهانی شدن شهر مشهد

 

دکتر محمدرحیم رهنما، دانشيار دانشگاه فردوسی مشهد

مهديه برادران قاسمی، پژوهشگر تاريخ

 چکیده

جهانی شدن روندی است که پس از انقلاب صنعتی در اروپا آغاز و بعد از جنگ دوم جهانی، به ويژه از دهة 1970 همراه با عصر اطلاعات، سرعت بيشتری به خود گرفت و وارد ادبيات علمی جهانی شد. در اين ميان، جهانی شدن شهرها و مفاهيم مربوط به شهرهای جهانی و نظريات مربوط به طبقه‌بندی شهرهای جهانی، بخش زيادی از توجه متخصّصان شهری را به خود جلب کرد، و جهانی شدن شهرها از ابعاد سياسی، اقتصادی و اجتماعی مطرح شد و روش‌ها و شاخص‌هایی برای اندازه‌گيری درجة ادغام شهرهای کشورهای مختلف در نظام شهری جهانی توسط صاحب‌نظران ارائه شد.

بر اساس طبقه‌بندی گروه لاروف که از درجه‌بندی شهرهای جهانی انجام داده، هيچ يک از شهرهای ايران در ردة شهرهای جهانی قرار ندارند، به جز شهر تهران که در گروه آلفا طبقه‌بندی گرديده است. با توجه به سابقة سياسی که شهرهای ايران از جمله شهر مشهد از گذشته تا به حال به دليل موقعيت جغرافيايي و استراتژيکی، در ارتباط با آسيای ميانه از آن برخوردار بوده است، دارای پتانسيل لازم برای نقش‌آفرينی در رده‌بندی شهرهای جهانی بوده، ولی به دلايلی نتوانسته است به ايفای اين نقش بپردازد. چنانچه در ابعاد زيرساختی و فرهنگی و اقتصادی گام‌هايي برداشته شود، مشهد از توانايي بازيابی نقش سياسی در منطقه به عنوان کانون تحوّلات سياسی، اقتصادی و اجتماعی در رقابت با ساير شهرهای کشورهای همسايه (ترکمنستان و افغانستان و غيره) برخودار است، و به عنوان کانون منطقه‌ای می‌تواند عمل نمايد. در اين مقاله ضمن بررسی سابقه و تئوري‌ها، روند شکل‌گيری تاريخی مراکز و نهادهای سياسی که تعيين‌کنندة جهانی شدن سياسی شهرها است (تأسيس کنسولگري‌ها و دفاتر مرکزی نهادهای بين‌المللی و غيره) در مشهد مورد بررسی قرار گرفته است و در نهايت نتيجة حاصل چنین بود که حدود 16 نمايندگی سياسی (14 کنسولگری، 1 دفتر کميساريای عالی سازمان ملل و 1 دفتر نمايندگی وزارت امور خارجه) تاکنون در شهر مشهد تأسيس شده‌اند، که تعدادی از این نهادها بنا به دلایلی تعطيل شده‌اند و در حال حاضر تنها 11 نهاد سیاسی فعّال می‌باشند.

مقدمه

گر چه جهانی شدن از مفاهیم رایج در حوزه‌های علمی، شبه علمی و سیاسی و جزو مهم‌ترین میراث‌های باقی‌مانده برای هزارة جدید است، اما تعریف دقیقی از آن وجود ندارد. در آثار گوناگون و پرشمار مربوط به فرهنگ، اقتصاد و سیاست در جهان معاصر، تعریف‌های متفاوت و گاهی متضاد از این فرآیند عرضه می‌شود و نشانه‌های امیدوارکنندة چندانی از دست‌یابی به اجماعی نسبی بر سر مفهوم‌بندی و تعریف آن به چشم نمی‌خورد. در اغلب تعاریف عرضه شده، جهانی شدن چونان فرآیندی تدریجی و پایدار توصیف می‌شود که از گذشته‌ای دور و یا نزدیک آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد، با این تفاوت که هر چه بر عمر آن افزوده می‌شود، شتاب و گسترة آن هم افزایش می‌یابد. همچنین در بیشتر تعاریف ارائه شده، جهانی شدن را نوعی فرآیند همگونی و همسانی فزاینده به شمار می‌آورند. افزایش و گسترش امکانات ارتباطی و به تبع آن تشدید ارتباطات، برخوردها، وابستگی‌ها و تأثیرپذیری‌ها در سطح جهانی، نوعی همگونی و همسانی جهانی پدید می‌آورد. با این همه تعریفی کلی که بتوان از جهانی شدن ارائه داد چنین است: جهانی شدن عبارت است از فرآیند فشردگی فزایندة زمان و فضا که به واسطة آن مردم دنیا کم و بیش و به صورتی نسبتاً آگاهانه در جامعة جهانی واحد ادغام می‌شوند. به عبارت دیگر، جهانی شدن معطوف به فرآیندی است که در جریان آن فرد و جامعه در گستره‌ای جهانی با یکدیگر پیوند می‌خورند. (گل‌‌محمدی، 1381، 20ـ18) جهاني شدن در مفهوم عام آن عبارت است از درهم ادغام شدن بازارهاي جهاني در زمينه‌هاي تجارت و سرمايه‌گذاري مستقيم و جا به جايي و انتقال سرمايه، نيروي کار و فرهنگ، در چارچوب سرمايه‌داري و آزادي بازار و نهايتاً سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت‌هاي جهاني بازار که منجر به شکافته شدن مرزهاي ملّي و کاسته شدن از حاکميت دولت خواهد شد. (ايران‌زاده، 1380، 26).

جهانی شدن سه بعد اقتصادی، اجتماعی و سياسی دارد (رهنما، 1386، 25):

1-        جهانی شدن اقتصادی: جريان طولانی کالا، سرمايه و خدمات به همان خوبی اطلاعات و ادارکاتی که تغييرات بازار را همراهی می‌کند.  

2-        جهانی شدن اجتماعی: به عنوان گسترش عقايد، اطلاعات، تصاوير و مردم بيان می‌شود.

3-        جهانی شدن سياسی: به وسيلة انتشار و ترويج سياست‌های دولت مشخص می‌شود.

برای نماياندن درجة جهانی شدن سياسی، کسانی مانند کوف، از شاخص.T.Kerney (2001-2006) استفاده نموده‌اند که تعداد سفارتخانه‌ها و کميسيون‌های عالی و سازمان‌های بين‌المللی در یک کشور و عضويت در هيأت‌های صلح سازمان ملل متحد از ديگر متغيرهایی است که برای جهانی شدن سياسی در نظر گرفته شده است. برای جهانی شدن سياسی شهرها نيز به تبعيت از جهانی شدن سياسی کشورها، از شاخص‌های فوق‌الذکر استفاده می‌شود.

در آغاز هزارة سوم که همراه با ضعامت و غلبة مفهوم جهاني شدن، جهان‌گرايي و جهاني بودن در مقابل تضعيف مفاهيم ملّي‌گرايي، ملّي بودن و ملّي ماندن است و تعاملات دولت ـ ملت به پيوند فرد در نظام جهاني تبديل شده و ساختارهاي سنّتي پيشين دولت ـ ملّت در مقابل ساختار مدرن فرد ـ جهان کم‌اهميت و کمرنگ شده‌اند و در اين ميان به همت جريان غالب اطلاعات و ارتباطات «جامعة بسته و سنّتي» به جامعة شبکه‌اي تبديل شده و فضاي جريان‌ها جايگزين مفاهيم سنّتي موقعيت و مکان شده است و در اين فضا، نقاط و به ويژه نقاط شهري مانند گره‌هايي در سيستم شبکه و به عنوان مراکز «فرماندهي و کنترل» نقش بسيار مهمي در هدايت و ساماندهي جريان سرمايه، نيروي کار، حساب‌هاي مالي، کالا و خدمات ايفا مي‌کند، شهرها به شاهراه‌ها، ورودي‌ها و گره‌هاي توسعه و پيشرفت تبديل شده‌اند.

با توجه به جايگاه ژئوپليتيکی و جغرافيايي شهر مشهد از قديم تا کنون  در عرصة بین‌المللی و منطقه‌ای، برای سنجش ميزان جهانی شدن سياسی  اين شهر از شاخص‌های جهانی شدن سياسی، به ويژه بررسی سابقة شکل‌گيری سازمان‌های سياسی بين‌المللی و گنسولگري‌ها در شهر مشهد به عنوان معياری برای ورود به عرصة معادلات سياسی بين‌المللی استفاده شده است. بنابراين، اينکه از چه زمانی و چرا  دولت‌های خارجی علاقه‌مند به حضور فعّال و فيزیکی در مشهد بوده‌اند، و اين روند چگونه شکل گرفته است و مشهد به لحاظ موقعيت سياسی جهانی در چه جايگاهی قرار دارد، مسئلة تحقيق را تشکيل می‌دهد.

 

هدف تحقيق : هدف کلی تحقيق، تحليل روند شکل‌گيری نهادهای سياسی بين‌المللی در مشهد و نقش اين نهادها در فرآيند جهانی شدن سياسی شهر مشهد می‌باشد.

 روش تحقيق: این تحقیق با توجه به موضوع و عنوانش، از نوع توصيفی ـ تاريخی است. اطلاعات مورد نياز، بيشتر از طريق مطالعة اسنادی و مراجعه به نهادهای مسئول در خصوص سابقة حضور و شکل‌گيری نهادهای بين‌المللی، از طريق مصاحبه همراه با پرسشنامه (کلية سازمان‌های بين‌المللی دارای نمايندگی در مشهد) جمع‌آوری شده است.

 تاريخچة جهاني شدن: با بررسی آرای انديشمندان در دوران باستان تا عصر حاضر، آشکار می‌شود که مباحثه‌ای دائمی بين طرفداران نظريه‌ای که معتقد به يک فرهنگ و سياست جهان شمول بوده و گروه مقابلی که بنا به دلايلی خواهان ايجاد يک «دولت ـ ملت» و نوعی ديوار دفاعی در مقابل رسوخ ديگر اقوام و تمدن‌ها کشيده‌اند، جريان داشته است. به هر حال از کلام اديان الهی و پيامبران گرفته تا بزرگان انديشمندی همچون مارکوس و شاعرانی مانند هومر، فردوسی، سعدی، تاگور و اقبال و سياستمدارانی همچون جواهر لعل نهرو، اين مهم به نوعی مورد توجه واقع شده است. (محمدی و طالبی، 1385، 1).

 سه مقطع جهاني شدن

1. ايجاد مناطق آزاد اقتصادي: تاريخچة حركت‌هاي عملي مربوط به جهاني شدن به فعّاليت‌هاي مربوط به ايجاد مناطق آزاد اقتصادي برمي‌گردد. براي اولين بار در سال 1888 اولين منطقة آزاد به مفهوم جديد در بندر هامبورگ آلمان ايجاد شد. سپس اين روند تا قبل از جنگ دوم جهاني در ساير كشورها مانند فنلاند، ماكائو، هنگ كنگ، سنگاپور و غيره توسعه يافت. فعاليت مناطق آزاد اقتصادي در اين دوره بيشتر در تجارت خلاصه مي‌شد.

 2. منطقة آزاد اقتصادي به مفهوم جديد: اولين منطقة آزاد اقتصادي به مفهوم جديد، در سال 1959 به نام شانون در ايرلند افتتاح شد. براي اولين بار جذب سرمايه‌گذاري خارجي، انتقال تكنولوژي و ايجاد اشتغال، هدف عمدة مناطق آزاد شانون بود. تأسيس مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي در كشورهاي در حال توسعه، پديدة اقتصادي ربع قرن اخير است.

 3. عصر اطلاعات و ارتباطات (دهة 1970): به تدريج با توسعة تكنولوژي، ارتباطات و اطلاعات، روند تحوّلات در قرن بيستم در دهة 1970 وارد مرحلة جديدي شد و در اواسط دهة 1980 در تمام زمينه‌ها اثر خود را بر جاي گذاشت و براي رجوع به اين دگرگوني‌ها مفاهيم جايگزين مناطق آزاد صنعتي و غيره، چون جامعه فراصنعتي و فرامدرن (پست مدرن) به كار مي‌رفت. اما در دهة 1990 ميلادي مفهوم جهاني شدن(Globalization)  رايج و به مفهوم مسلط دوران معاصر تبديل شده است. به طوري كه امروزه همه چيز با رجوع به اين مفهوم مورد بررسي قرار مي‌گيرد. (ايران‌زاده، 1380، 17).

 نقطه نظرات پيرامون جهاني شدن

مارشال مك لوهان و نظریة تمدن شفاهی: عده‌اي معتقدند كه اصطلاح جهاني شدن به انتشار كتاب مارشال مك لوهان تحت عنوان «جنگ و صلح در دهكدة جهاني» برمي‌گردد كه در سال 1970 منتشر شد. مك لوهان در اين كتاب جهان را به سه دوره تقسيم كرده است:

1ـ تمدن شفاهي يا كهكشان شفاهي؛ 2ـ تمدن مكتوب يا كهكشان گوتنبرگ كه با اختراع چاپ آغاز شد؛ 3ـ تمدن الكترونيك يا كهكشان ماركني كه با اختراع راديو توسط ماركني شروع شد.

مك لوهان معتقد است كه جهان امروز به سوي دهكدة قديم (تمدن شفاهي) پيش مي‌رود. زيرا ارتباط افراد به صورت چهره به چهره بيشتر فراهم شده است و فرهنگ شفاهي توسط راديو و تلويزيون و ماهواره و اينترنت اشاعه پيدا مي‌كند. به عقیدة وی، ارتباط چهره به چهره افراد عملاً به منصه ظهور رسيده است.

مانوئل كاستلز (M.Castells) و نظریة جامعة شبكه‌اي: امانوئل كاستلز (M.Castells) با اشاره به عصر اطلاعات، جهاني شدن را ظهور نوعي جامعة شبكه‌اي مي‌داند كه در ادامة حركت سرمايه‌داري، پهنة اقتصاد جامعه و فرهنگ را در بر مي‌گيرد.

ديويد هاروي (David Harvey) و نظرية فشردگي فضا ـ زمان: ديويد هاروي (David Harvey) فرآيند توسعة سريع جوامع و فرهنگ را در بر دارنده دو مفهوم فشردگي زمان و مكان و كاهش فاصله‌ها تلقي مي‌كند. در واقع طبق نظر هاروي، فشردگي زمان و مكان مهمترين ويژگي جهاني شدن است. يعني فاصله‌ها كم مي‌شود، يا از بين مي‌رود و زمان لازم براي پيمودن فاصله‌ها كاهش مي‌يابد و جهان بيش از پيش كوچكتر به نظر مي‌رسد. انسان‌ها و جوامع به طريقي به يكديگر نزديكتر مي‌شوند. پس جهاني شدن فرآيندي است كه روابط اجتماعي را بسط مي‌دهد. جهاني شدن روابط را از متن محلي به متن جهاني تغيير مي‌دهد. (ايران‌زاده، 1380، 27).

 روند جهانی شدن شهرها

 روند جهانی شدن شهرها را در دو مقولة عمده می‌توان خلاصه کرد:

1ـ افزايش جمعيت شهري جهان: بر اساس آمار سازمان ملل متّحد در سال 1950 فقط 29% جمعيت جهان (734 ميليون نفر) در شهرها زندگی می‌کردند، اين نسبت در سال 1994 به 45% (5/2 ميليارد نفر) رسيد و انتظار می‌رود در دهه‌های اول قرن بيست و يکم به بالاتر از 60% برسد. (رهنما و نادمی، 1385، 19)

2ـ افزايش تعداد شهرهاي بالاي يك ميليون نفر: در دهة 1950 فقط 83 شهر «ميليونی» (با جمعيت بيش از يک ميليون نفر) وجود داشت و اغلب آنها در جهان توسعه يافته قرار داشتند. اما در سال 1995 تعداد شهرهای «ميليونی» به 253 شهر رسيد.

 اصطلاح شهر جهاني

اصطلاح شهر جهاني (World City) نخستین بار به وسيلة پاتريك گدس(Patrick Geddes)  شهرساز مشهور اسكاتلندي در سال 1915 به كار گرفته شد كه به شهرهاي گسترش يافته درون گروه‌بندي‌هاي وسيع‌تر جديد يا منظومه‌هاي شهري(Con-urbantion)  اشاره دارد. (Meekam Ng & Petter Hill, 2003, 151). به دنبال آن در سال 1966، سر پيتر حال (Sir peter hall) «شهرهاي جهاني» را منتشر كرد. او بررسي كرد كه چگونه شهرهايي مانند نيويورك، لندن، توكيو، پاريس و مسكو سريع‌تر رشد مي‌كنند و حوزة نفوذشان را برای اينكه شهرهاي جهاني برتر شوند، گسترش مي‌دهند. پيتر حال اين شهرها را به عنوان مراكز عمدة قدرت سياسي، مراكز دولت‌هاي ملّي و بين‌المللي، مراكز تجاري، منابع مالي و ارتباطات و تمركز نخبگان در آموزش و تحقيق و هنر شناسايي كرد. در عصر جهانی شدن، شهرها مهمتر از هر زمان ديگر شده‌اند. شهرها کانونی برای ساخت، توزيع و مصرف هستند. (Gallis & Micheal, 2002, 2). بر اين اساس، در خصوص جهانی شدن شهرها فرضيه‌هايي به شرح زير مطرح شده‌اند: (Meekam Ng & Petter Hill, 2003, 152)

1ـ فرضية شهر جهانی فريدمن (Fridman’s world city hypotheses)

2ـ فرضية شهرهای سه گانه ساسن (Sassen’s triad of world cities)

3ـ ظهور جامعة شبکه‌ای کاستلز ((The Rise of the Network Society

 روند جهاني شدن ايران

روند جهاني شدن را در ايران در دورة معاصر بايد در دو مقطع جداگانه بررسي نمود:

1ـ دورة حكومت پهلوي تا انقلاب اسلامي 1357/1979: فرآيند جهاني شدن را در اين دوره تنها مي‌توان بر اساس شاخص ميزان سرمايه‌گذاري خارجي در كشور مشخص كرد. سرمايه‌گذاري خارجي ورودي به كشور تا سال 1357 روند فزاينده داشته است. به طوري كه روند سرمايه‌گذاري خارجي (بدون احتساب صنعت نفت) از حدود 17 ميليون دلار در سال 1351 به حدود 88 ميليون دلار در سال 1357 افزايش يافته است، که حدود 95% اين سرمايه‌گذاري‌ها جذب صنعت شده است.

2ـ دورة انقلاب اسلامي (1385-1357): پس از انقلاب اسلامی و تصويب قانون اساسی، با توجه به تفسير شورای نگهبان از اصل 81 قانون اساسی که دادن امتياز تشکيل شرکت‌های خارجی را منع می‌کند، موضوع سرمايه‌گذاری خارجی به فراموشی سپرده شد. مزيد بر اين، با توجه به شرايط دوران جنگ عراق عليه ايران (1367-1359)، حتی اگر مشکل قانونی وجود نمی‌داشت، امکان جذب سرمايه‌گذاری خارجی را منتفی گردید و از ورود سرمايه‌گذاري‌های خارجي در كشور كاسته شد. در پايان جنگ عراق عليه ايران در سال 1367 و تدوين برنامة اول توسعة اقتصادی و اجتماعی، مسألة جذب سرمايه‌گذاری خارجی، به صورت جدی مورد توجه دولت و مجلس قرار گرفت، منتهی نگرانی ناشی از تفسير اصل 81 قانون اساسی، دولت را از دست زدن به اقدمات قانونی برای ارائه لوايح به مجلس برای جذب سرمايه‌گذاری خارجی بر حذر می‌داشت؛ تا اينکه لايحة قانونی مناطق آزاد اقتصادی و قانون جذب سرمايه‌گذاری خارجی در سال 1381 به تصويب مجلس و تأييد مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيد و زمينة جذب سرمايه‌گذاری خارجی را فراهم آورد. (الويری، 1386، 11)

 چشم‌انداز جهاني شدن در ايران از سال 1357 تا سال 1367  مشخص نيست، آنچه مسلم است در اين دوره با خروج سرمايه و نيروي متخصص و ناامني‌هاي داخلي، با عدم جذب سرمايه‌گذاري خارجي مواجه بوده‌ايم. بعد از پایان یافتن جنگ عراق عليه ايران در سال 1367 با تدوين برنامة توسعه براي كشور، مقدمات توجه سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي فراهم شد. آغاز جهاني شدن ايران با اقدامات در خصوص ايجاد مناطق آزاد اقتصادي همراه است. به طور كلي سابقة تأسيس مناطق آزاد اقتصادي كه دروازه‌هاي ملّي براي جهاني شدن مي‌باشند، به تصويب تبصره 19 قانون برنامة اول توسعة كشور (72-1367) برمي‌گردد و مقرر شد كه در سال پاياني اين برنامه، سه منطقه آزاد قشم، كيش و چابهار پا به عرصه وجود بگذارند. با تأسيس دبيرخانة شوراي عالي مناطق آزاد در سال 1371 و تصويب قانون چگونگي ادارة مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي جمهوري اسلامي ايران در شهريور 1372 و واگذاري اختيارات دولت به شوراي عالي مناطق آزاد در سال 1373 مقدمات بيشتري براي رونق مناطق تجاري فراهم شد. اين اقدامات باعث احداث بيش از 20 منطقة آزاد اقتصادي در كشور شد. (مانند منطقه آزاد کیش، منطقه آزاد چابهار، منطقه آزاد قشم، منطقه ویژه اقتصادی بندر انزلی، منطقه ازاد اروند، منطقه ویژه اقتصادی جلفا، منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان،منطقه ویژه اقتصادی سرجان، منطقه ویژه اقتصادی برق و الکترونیک شیراز، منطقه ویژه اقتصادی پارس و غیره.) ( مرکز توسعة تجارت کیش، 1389)  

 جایگاه ایران در رده‌بندی شهرهای جهانی

بر اساس مطالعاتی که توسط مراکز جهانی (گروه لاپورد) در خصوص جهانی شدن شهرها انجام گرفته، مشخص شده که شهرهای ايرانی در هيچ يک از رده‌بندي‌های شهرهای جهانی قرار نمی‌گيرند. همچنين در مطالعه‌ای که توسط بيوراستوک و ديگران با عنوان فهرستی از شهرهای جهانی تحت عنوان «مولّدان خدمات برتر» با استفاده از چهار شاخص عمدة بانکداری، حسابداری، حقوق و تبليغات و ترکيب آنها انجام گرفته، فهرستی از 55 شهر جهانی در چهار سطح 1ـ آلفا (لندن، پاريس، نيويورک، توکيو و غيره)؛ 2ـ بتا (سيدنی، ترنتو، زوريخ و غيره)؛ 3ـ گاما (بانکوک، پکن، برکلين، بارسلونا، آمستردام، بوستن، استانبول و غيره) و 4ـ شواهدی از شکل‌گيری شهر جهانی انجام داده‌اند. نتايج حاصل از اين طبقه‌بندی، بيانگر اين واقعيت است که در سه طبقة اول، هيچ يک از شهرهای ايران حتی تهران قرار نمی‌گيرد و فقط در طبقة چهارم که خود نيز به سه زيرطبقه با عناوين: 1ـ شواهد نسبتاً قوی جهانی شدن (آتن، دابلين، بمبی و غيره)؛ 2ـ برخی شواهد جهانی شدن (ابوذبی، آلماآتی و نکاور و غيره)؛ 3ـ حداقل شواهد جهانی شدن (آدلايد، گلاسگو، هانوی، کوانگجو، تهران و غيره) طبقه‌بندی شده است، از شهرهای ایران، فقط تهران در ردة «حداقل شواهد جهانی شدن» قرار می‌گيرد. Beaverstock et al, 1999, 445-458)) بنابراين شهرهای ايرانی با چالش‌های جدی در فرآيند جهانی شدن مواجه‌اند که بايد بر طرف شود. اين چالش‌ها و مشکلات به شرح زير خلاصه شده‌اند.

 مشهد و روند جهانی شدن

شهر مشهد، دومين کلانشهر ايران و بزرگترين شهر مذهبی کشور، به برکت وجود مرقد شريف هشتمين امام شيعيان جهان، دارای سابقة 1200 ساله می‌باشد. (امام، 1348، 43) وسعت اين شهر حدود 300 کيلومترمربع است و جمعيت آن در سال 1385 حدود 2427000 نفر بوده است. (سازمان حمل و نقل و ترافيک شهرداری مشهد، 1387، 9)

مشهد از زمان دفن پيکر هارون‌الرشيد عباسی در باغ حميد بن قحطبه والی خراسان (در جای کنونی مرقد حضرت رضا(ع)) و به دنبال آن شهادت حضرت رضا(ع) به دست مأمون و دفن آن در اين محل، به تدريج از ترکيب دو شهرک نوقان و سناباد، مشهدالرضا شکل گرفت و با ويرانی شهرهایی مانند طوس و نيشابور در اثر حملة مغولان در قرن ششم و هفتم هجری، بر اعتبار و اهميت شهر مشهد افزوده شد. (قاجار قوانلو، ?129، 39). و موقعيت ارتباطی، جغرافيايي و محييط طبيعی دشت مشهد همراه با وجود مقبرة مقدس حضرت رضا(ع) زمينة رشد شهر و توجه حکمرانان سرزمین‌های اسلامی را  اعم از شيعه و سنی برانگيخت. به طوری که مشهد در بعضی دوره‌های تاريخی مورد هجوم قرار گرفته و در بعضی دوره‌ها احترام ويژه يافته است. (رهنما، 1375، 45) مشهد به دليل واقع شدن در مسير ارتباطی شرق و غرب، از جايگاه سياسی ويژه‌ای برخوردار بوده است. احداث حصار و برج بارو بر گرد شهر در دورة صفويه، عمران و آبادانی شهر و حضور شاه عباس صفوی در شهر مشهد به منظور زيارت مقبره حضرت رضا(ع)، انتخاب مشهد به عنوان پايتخت ايران در دورة نادر شاه افشار، همه بيانگر جايگاه سياسی و موقعيت استراتژيکی شهر مشهد در گذشته است. حتی هدايت و فرماندهی مرکزی جنگ تا قلب هندوستان و هدايت کارون‌های تجاری تا مرو، سمرقند و بخارا در آسيای مرکزی و چين، هرات و دهلی در هندوستان و واقع شدن بر مسير راه تجاری جادة ابريشم، همه دلالت بر اهميت جايگاه و موقعيت تاريخی شهر دارد. (رهنما، 1377، 76) ضعف حکومت قاجار در حفظ و حراست از مرزهای کشور و رقابت دولت‌های استعمارگر بر سر متصرفات بين‌المللی پيرامون کشور ايران، از جمله رقابت دولت‌های استعمارگر انگليس و روس بر سر افغانستان و هندوستان و در نهايت جدايي افغانستان از ايران، بر اهميت و جايگاه سياسی مشهد در صحنة بين‌المللی بيشتر افزود و ضرورت حضور نمايندگی کشورهای مداخله‌گر را بيش از پیش توجيه نمود. لذا برخی کشورها، از قرن نوزدهم اقدام به تأسيس دفاتر سياسی (کنسولگری) در ایران نمودند؛ و به تبع آن، اين روند در مقاطعی نيز به دليل جدايي بخش‌هایی از خراسان بزرگ از کشور ايران در اواخر دورة قاجاريه توسط دولت تزاری روس و محدود شدن مرزهای شمالی خراسان، نقش سياسی و بين‌المللی مشهد در معادلات فرامنطقه‌ای کاهش يافت؛ به طوری که تعدادی از کنسولگري‌ها به تدريج تعطيل شدند. منتهی تحوّلات سياسی ناشی از  هجوم ارتش سرخ به افغانستان پس از کودتای 1979 ميلادی و پناهنده شدن تعداد زيادی از پناهدگان افغانی به ايران، زمينة حضور یک نهاد بين‌المللی از جمله سازمان ملل متحد (کميساريای عالی پناهندگان) را در اين شهر فراهم آورد. همچنين فروپاشی کشورهای بلوک شرق در دهة 1990 و استقلال جمهوري‌های آسيای ميانه و برداشته شدن موقت حصار مرزهای آهنين، زمزمة توسعة روابط گذشته شنيده شد و کشورهای تازه استقلال يافته دفاتر نمايندگي‌های سياسی (کنسولگری) را در شهر مشهد ايجاد کردند. و زمينة جهانی شدن سياسی مشهد بيش از گذشته شنيده شد. با توجه به اينکه يکی از ابعاد جهانی شدن، جهانی شدن سياسی است و در اين بُعد حضور نهادهای بين‌المللی در شهرها شاخص مناسبی می‌باشد، در اين قسمت به سابقة تأسيس و توسعة این نهادها پرداخته می‌شود.

 کنسولگری‌های خارجی در شهر مشهد

رقابت‌هاي استعماري بين روسيه و انگلستان در شرق ايران که منجر به جدايي افغانستان و بخشي از ترکمنستان و ازبکستان از ايران گرديد، باعث اهميت يافتن مشهد شد؛ به طوري که دولت انگليس به بهانه نظارت بر مرزهاي افغانستان و ايران، در صدد داير كردن کنسولگري در مشهد برآمد، و چند سال زودتر از روس‌ها (1887م) کنسولگري داير و ژنرال مک لين را به عنوان كنسول انتخاب و در مشهد مستقر نمود. به دنبال بسته شدن عهدنامة آخال (1881م) و مشخص شدن مرزهاي خراسان با روسيه، دولت روس پست‌هاي مرزي تشکيل داده و مجاز شد نمايندگاني نيز در ايران داشته باشد، به همين منظور علي‌رغم اينکه مشهد پست مرزي اطلاق نمي‌گرديد، به بهانه وجود تعدادي تاجر روسي، درصدد تشکيل کنسولگري در شهر مشهد برآمد. همزمان با انگليس، روسيه نيز در سال 1889م/ 1266 هـ.ش درصدد ايجاد کنسولگري برآمد. (کرزن، 1362، 234) از حوداث ديگري که مي‌توان در قرن نوزدهم میلادی (سیزدهم هجری شمسی) به آن اشاره کرد، مسايلي است که بعد از انقلاب مشروطه به خصوص التيماتوم قواي روس به محمدعلي شاه قاجار براي اخراج مورگان شوستر امريکايي و به توپ بستن مجلس توسط اين شاه مي‌باشد. در اين زمان روس‌ها در مشهد قواي نظامي داشتند که به بهانة خواباندن شورش در بعدازظهر دهم ربيع‌الثاني 1330هـ.ق قواي آنها مستقيماً وارد عمل شده، صحنين مقدس را به توپ بستند و 4 روز تمام ابنية بارگاه حضرت رضا(ع) را به تصرف خود درآوردند. در اين گير و دار مجدداً جمعي از مردم شهر مقتول گرديده و ترس و وحشت بر شهر سايه افکند. (کبيري، 1336، 78) وقوع انقلاب روسيه در سال 1917م (1296هـ.ش) و بسته شدن مرزها و قطع ارتباط تجاري و بارزگاني مشهد، شهرهاي شمالي مانند خوارزم، بلخ، بخارا، سمرقند و...گرچه خط مرزي ايران با روسيه قبل انقلاب اکتبر در سال 1881م (1260هـ.ش) و در نهايت در سال 1893م (1272هـ.ش) مشخص گرديده بود، ولي ارتباط بازرگاني و تجاري قطع نشد؛ اما رکودي در تجارت به وجود آمد و حتي تعدادي از تجار، مشهد را ترک و مرکز کار خود را به تهران یا سایر شهرها انتقال دادند. (سعيدي رضواني، 1344، 231)

 1-کنسولگري روسيه : اين كنسولگري در خيابان تهران واقع شده بود. (شريعتي، 1363، 207). روسيه اواخر سال 1888م، نخستين كشوري بود كه براي تأسيس كنسولگري در مشهد پيشقدم شد. بنابر مادة 7 عهدنامه 1881 آخال ـ خراسان، دولت روس مجاز شده بود که در پست‌هاي مرزي ايران نمايندگاني داشته باشد. در آن قرارداد، راجع به کنسول يا سرکنسول چيزي ذکر نشده بود و مشهد هم به عنوان پست سرحدي اطلاق نمي‌گرديد؛ اما دولت روس از چندي به اين طرف عزم خود را قطعي کرده بود که منافع او در خراسان ايجاب می‌کند که در مشهد نمايندگي مستقيم داشته باشد. لذا در بهار سال 1889 مسيو ولاسف در مشهد مستقر گرديد. (کرزن، 1362، 238-237) محل استقرار روس‌ها باغي به نام «باغ خوني» در خيابان عنصري، در جنوب شرقي فلکة حضرت واقع بود. بناي اين باغ هم اکنون پابرجاست ولي مركز فوريت‌هاي پليس 110 در آن‌جا مستقر شده است. دولت روسیه در حال حاضر دارای کنسولگری در شهر مشهد نیست.

 2-کنسولگري انگلستان: اين كنسولگري در خيابان پهلوي سابق (امام خمينی فعلی) واقع شده بود. (شريعتي، 1363، 207) تقريباً همزمان با بازگشت ناصرالدين شاه از سفر فرنگ، يعني ماه صفر 1307هجري برابر با اکتبر 1889م يکي از دولتمندان انگليس به نام لرد جرج کرزن به مشهد آمد. (سيدي، 1378، 397) کنسولگری انگليس بعد از استقلال هند و پاکستان، به کنسولگری پاکستان تبديل شد و هنوز وجود دارد.

 3-کنسولگري امريکا : اين کنسولگري در خيابان شاهرضا واقع شده بود. (شريعتي، 1363، 207) کنسولگري امريکا در سال 1328 (چهار سال پس از تخلية خاک خراسان از نيروهاي اشغال‌گر روس) در مشهد تأسيس شد. اين کنسولگری در حال حاضر وجود ندارد.  

 4-كنسولگري تركيه: با تكيه بر اسناد، در تاريخ 26/08/1309 دولت تركيه طي نامه‌اي از دولت ايران خواستار تأسيس كنسولگري در مشهد شده است؛ و دولت ايران در پاسخ اين درخواست، در تاريخ 29/09/1309 رضايت خود را از تأسيس كنسولگري تركيه در مشهد كتباً به اين دولت اعلام کرده است. طي مكاتبات، مقرر گردیده که آقاي اسماعيل حقّي بيك، قنسول سابق تركيه در رضاييه به سمت قنسولي تركيه در مشهد تعيين شود. (صلح ميرزايي، 1382، 30). ولی دقيقاً معلوم نيست دولت ترکیه موفق به تأسیس کنسولگری در مشهد شده است یا خیر.

 5-كنسولگري آلمان: تنها منبعي كه از كنسولگري اين كشور در مشهد خبر داده، کتاب «راهنماي خراسان» نوشتة دكتر علی شريعتي است كه در سال 1363، مكان اين كنسولگري را در خيابان بهار ذكر كرده است. (شريعتي، 1363، 207) جستجو در منابع، براي كسب اطلاع بيشتر از اين كنسولگري بي‌نتيجه ماند.

 6-کنسولگري افغانستان : امان‌ا... خان فرزند حبيب‌ا.. خان پادشاه افغانستان براي استحکام روابط دوستانه ايران و افغانستان نيز در سال 1339هـ.ش/1920م هيأتي را به رياست عبدالعزيزخان به تهران فرستاد و پيشنهادهاي امان‌ا... خان را به آگاهي دولت ايران رسانيد. دولت ايران نيز در پاسخ، ميرزا نصرا... خان خلعت‌بري، اعتلاءالملک، را به عنوان سفير به کابل فرستاد. مذاکرة مأموران ايراني و افغاني در کابل و تهران بعد از يک سال منجر به عقد يک معاهدة مودت دوازده ماده‌اي بين دو کشور شد. اين معاهده را از طرف افغانستان، سردار عبدالعزيزخان، سفير افغانستان در تهران و از طرف ايران ميرزا حسن خان محتشم‌السلطنه در تاريخ 1339هـ.ش/1921م امضاء کردند. مطابق فصول اين عهدنامه، دو کشور براي برقراري روابط دوستانه و رعايت حقوق ديپلمات‌ها و اتباع يکديگر و داشتن ژنرال کنسول و کنسولگري در شهرهاي بزرگ و استرداد مجرمان غيرسياسي و در پيش گرفتن سياست بي‌طرفي در صورت بروز جنگ، تعهداتي را پذيرفتند. (متولي حقيقي، 1383، 326) اين کنسولگري در حال حاضر (1389) در خيابان گنبد سبز، آخوند خراسان 23 (كوچة كنسولگري) قرار دارد.

 7-کنسولگري  عراق: کنسولگري عراق در مشهد در تاريخ 6/3/1386 افتتاح شد. هدف از تأسيس اين کنسولگري، توسعة روابط بين دو کشور و افزايش سفر بين زائران دو کشور ذکر شده است. (روزنامه خراسان، 1386) اين كنسولگري در حال حاضر در خيابان كوهسنگي، کوهسنگی20، پلاك 15 قرار دارد.

 8-كنسولگري پاكستان: دولت پاكستان از سال 1949م بعد از استقلال هندوستان و استقلال و جدايي پاکستان از هندوستان، اقدام به تأسیس کنسولگری در مشهد نمود. بنابراین با توجه به تخلیة باغ کنسولگری انگليس، این باغ به کنسولگری پاکستان داده شد. این کنسولگری در خيابان امام خميني(ره)، مقابل باغ ملّي قرار دارد.

 9-كنسولگري قزاقستان: اين كنسولگري در سال 1995ميلادي/ 1374خورشيدي در مشهد تأسيس شد. مكان اوليه آن در چهارراه دكترا، جنب بيمارستان نيروي انتظامي بود. سپس به خيابان راهنمايي10 منتقل شد و شش سال در آنجا به فعاليت خود ادامه داد؛ تا اينكه سرانجام در سال 1386 تعطيل شد و كنسول اين دولت به كشور خود بازگشت. كشور قزاقستان در حال حاضر در مشهد داراي كنسولگري نمي‌باشد. (كريمي، 1387)

 10-كنسولگري تركمنستان: دولت ترکمنستان از  سال 1374 دارای کنسولگری در مشهد می‌باشد. این کنسولگری در ميدان ده دي، امام خميني 34 واقع شده است.

 11-كنسولگري تاجيكستان: کشور تاجیکستان از سال 1374 در مشهد کنسولگری تأسیس نموده است. اين كنسولگري در ميدان توحيد (فلكة دروازه قوچان) واقع شده است.

 12-كنسولگري قرقيزستان: دولت قرقيزستان در سال 1996ميلادي/ 1375خورشيدي در مشهد كنسولگري تأسيس كرد و اولين كنسول اين دولت در مشهد دكتر مليسبك بايسيماكوف بود. محل اولية اين كنسولگري در حد فاصل ميدان سعدآباد و پمپ بنزين، مقابل استاديوم تختي قرار داشت. پس از چهار سال به بلوار فرامرز عباسي، فرامرز عباسي 6 پلاك61 منتقل شد. در نتيجة تلاش‌هاي اين كنسولگري، پروازهاي مستقيم از قرقيزستان به مشهد برقرار شد. يقيناً اگر تلاش‌هاي اين كنسولگري براي تداوم ارتباط با ايران نبود، اكنون نه تنها پروازهاي مطمئن اين دو كشور كنسل مي‌شد بلكه ممكن بود اين كنسولگري مانند قزاقستان دوام چنداني نيابد. (بایسیماکوف،[1] 1387) 

 13-كنسولگري عربستان: دولت عربستان از سال 1383 در مشهد كنسولگري تأسيس كرده است. نقش کنسولگری در تسهيل صدور ويزا و روابط گردشگری ـ زيارتی زائران خراسانی و به ويژه مشهدی‌ها به اماکن مقدسة مکه و مدينه بسيار چشمگير بوده است. اين كنسولگري در بلوار سجاد ابتداي خيابان مولوي شمالي قرار دارد.

 كمیساریای عالی سازمان ملل متّحد در امور پناهندگان

كار كمیساریا كاملاً غیرسیاسی، بشردوستانه و اجتماعی می باشد. دفتر كمیساریای عالی سازمان ملل متّحد در امور پناهندگان، در سال 1950 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متّحد تأسیس گردید. كمیساریا موظف است حركت های بین المللی را در جهت حمایت جهانی از پناهندگان و حل مشكلات آنها هماهنگ و هدایت نماید.

وضعیت حقوقی پناهندگان، در دو سند بین المللی تعریف گردیده است؛ كنوانسیون 1951 مربوط به وضعیت پناهندگان و پروتكل 1967. این دو سند، همراه با قطعنامة 4287 مجمع عمومی سازمان ملل متّحد كه سند تأسیس كمیساریای عالی سازمان ملل متّحد در امور پناهندگان و مقررات مربوط به آنها می باشد، همگی پایه و اساس حقوق بین الملل، پناهندگان و فعالیت های كمیساریا در جهت كمك و حمایت از پناهندگان است. كمیساریای عالی پناهندگان در دوران موجودیت خود به حدود 50 میلیون پناهنده، در شروع زندگی مجدد كمك نموده است. جمهوری اسلامی ایران در سال 1975 (1354خورشیدی) به هر دو كنوانسیون 1951 و پروتكل 1967 ملحق گردید. كمیساریای عالی سازمان ملل متّحد در امور پناهندگان در سال 1984 دفتر خود در ایران را افتتاح كرد. به دنبال هجوم گستردة پناهندگان عراقی به خاطر جنگ دوم خلیج فارس در سال 1991 و با شروع برنامة بازگشت به افغانستان در سال 1992، كمیساریا حضور و فعالیت‌های خود را در ایران گسترش داد. اكنون علاوه بر دفتر مركزی تهران و سه دفتر فرعی در مشهد، كرمان و اهواز، كمیساریا دارای دو دفتر عملیاتی در ارومیه و دوغارون، یك مركز خروجی مرزی در دوغارون و یك مركز ترانزیت در شلمچه و چهار مركز بازگشت داوطلبانه در اصفهان، سلیمانخانی، شیراز و مشهد می باشد. اردوگاه های پناهندگان در ایران عبارتند از: 7 اردوگاه برای كردهای عراقی (در استان‌های زنجان، آذربایجان غربی (3 اردوگاه)، كرمانشاه (2 اردوگاه) و كردستان)؛ 3 اردوگاه برای عراقی‌های عرب (در استان‌های لرستان، فارس و خوزستان) و 6 اردوگاه برای پناهندگان افغان (در استان‌های سمنان، بوشهر، كرمان (2 اردوگاه)، مركزی و خراسان رضوی). (معصومی، 1389)

 دفتر نمایندگی امور خارجه در شمال شرق کشور

يکی ديگر از دفاتری که در تسهيل فرآيند جهانی شدن سياسی شهر مشهد می‌تواند نقش‌آفرين باشد، نمايندگی وزارت امور خارجه در شمال شرق کشور، در شهر مشهد می‌باشد. اين دفتر دارای سابقة طولانی در مشهد است. و فعاليت‌های مربوط به تسهيل روابط سياسی، اقتصادی و فرهنگی را بر اساس وظايف تعیین شده، بر عهده دارد. منتهی، چندان هنرمندانه در اين راستا گام‌های اساسی بر نداشته است.

 نتيجه گیری: بر اساس تقسيم‌بندي‌های علمی، جهانی شدن سه بُعد اقتصادی، اجتماعی و سياسی دارد. در اين تحقيق بعد سياسی جهانی شدن، به ويژه در شهرها به لحاظ نظری تشريح شد. سپس فرآيند جهانی شدن سياسی شهر مشهد، با بررسی تاريخی موضوع و شکل‌گيری دفاتر نهادهای سياسی بين‌المللی و نمايندگي‌های ساير کشورها بحث شد. به طوری که از دهة 1880 تا 2010 ميلادی حدود 2 دفتر نمايندگی سياسی و 14 کنسولگری در شهر مشهد تأسيس شده‌اند و تعداد 5 کنسولگری بنا به دلايل نامشخصی تعطيل گردیده‌اند.

موقعيت جغرافيايي، ژئوپلتيکی، ارتباطی، اداری، سياسی و مذهبی مشهد زمينة لازم را برای نقش‌آفرينی مشهد به عنوان يک شهر جهانی، نه تنها در حال حاضر بلکه از گذشته فراهم آورده است. منتهی موانع و مشکلاتی فرهنگی، سياسی و مديريتی به همراه موانع زيرساختی از جمله شبکة ارتباطات هوايی، اينترنت، مخابرات، نقل و انتقال دانش، سرمايه و غيره، روند جهانی شدن مشهد را با تأخير مواجه نموده است. جهانی شدن نه تنها برای شهرها بلکه روستاها و حتی مکان‌های دورافتاده تبديل به آرزو شده است، تا بدين وسيله بتواند توانمندي‌های خويش را عرضه و از بازار بالقوه برای بهره‌برداری از آن در قالب جذب گردشگر و سرمايه و جهانی کردن ويژگي‌های منحصر به فرد خويش استفاده کنند.

مشهد به دليل موقعيت برتر زيارتی، از پتانسيل لازم برای اتصال به شبکة جهانی شهرها و بهره‌گيری از مزيّت‌های جهانی شدن شهرها برخوردار است؛ منتهی نيازمند وجود برنامه‌های استراتژيک، مديران راهبردی‌نگر، تأمين زيرساخت‌های فناورانه، اصلاح نگرش‌های فرهنگی يکسويه و احداث زيرساخت‌های ارتباطی و حمل و نقلی و اصلاح قوانين و مقررات اداری در تسهيل ضوابط ويزايي و غيره می‌باشد. در غير اين صورت ظرفيت بالقوه به بالفعل تبديل نخواهد شد. علی رغم اينکه ممکن است نمايندگي‌های سياسی نيز حضور داشته باشند، ولی نتوانند به عنوان ابزار و نيروهای پيش‌برنده، برای جهانی کردن سياسی شهر، نقش‌آفرينی نمايند. اما آن چيزی که در حال حاضر شاهد آن هستيم، رکود منطقة ويژة اقتصادی سرخس، رکود حاکم بر صادرات و واردات در مرزهای استان خراسان رضوی و رکود 300 هزار گردشگر خارجی در کلانشهر مشهد می‌باشد.   

 منابع:

1.          الويری، مرتضی. (1386)، «آماری تا پنجاه برابر»، روزنامة شرق، شمارة 880.

2.          امام. سيدكاظم. (1348)، مشهد طوس (یک فصل از تاریخ و جغرافیای تاریخی خراسان)3.          ايران‌زاده، سليمان. (1380)، جهاني شدن و تحوّلات استراتژيک در مديريت و سازمان،

4.          بايسيماكوف، مليسبك. (1387)، كنسول قرقيزستان در مشهد، مصاحبه توسط مهدیه برادران قاسمی، 23 آبان.

5.          رهنما، محمد رحيم ـ داوود نادمی. (1385)، «شهری شدن جهان و جهانی شدن شهرها»،  طرح پژوهشی، نگهداری شده در معاونت پژوهشی دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دکتر شریعتی.

6.          رهنما، محمد رحيم. (1375)، «توسعة بافت قديم شهری، مفاهيم، سابقه، راهبردها»، 

7.          رهنما، محمد رحيم. (بهار و تابستان 1377)، «جدايي گزيني فضايي ـ مكاني شهري، مورد: بافت قديمي شهر مشهد»

۸.  رهنما، محمد رحيم. (بهار و تابستان 1386)، «موانع و مشکلات جهانی شدن شهرهای ايران»،

9.          روزنامة خراسان، (1386)، شمارة 7/167، 6 خرداد.

10.      سازمان حمل و نقل و ترافيک شهرداری مشهد. (1387)، آمار نامة حمل و نقل شهر مشهد.  

11.      سعيدي رضواني، عباس. (1344)، «جغرافياي شهر مشهد»،

12.      سيدي، مهدي. (1378)، تاريخ شهر مشهد،

13.      شریعتی، علی. (1363)، راهنمای خراسان،

14.      صلح ميرزايي، خديجه. (1382)، اسنادي از روابط ايران و تركيه (1320ـ1304)،

15.      قاجار قوانلو، زين‌العابدين ميرزا بن شکرالله. (?129)، كتابچة نفوس ارض القدس شهر مشهد مقدس حضرت رضویه ...،

16.      کبيري، عبدالرحيم. (1336)، «آثار تاريخي و باستاني مشهد»،

17.      کرزن، جرج، ن. (چاپ دوّم 1362)، ايران و قضيه ايران، ترجمة وحيد مازندراني،

18.      كريمي، محسن. (1387)، مترجم كنسولگري قرقيزستان، مصاحبه توسط مهدیه برادران قاسمی، 23 آبان.

19.      گل محمدی، احمد. (1381)، جهانی شدن فرهنگ هویت،

20.      متولی حقیقی، یوسف. (1383)، افغانستان و ايران: پژوهشي پيرامون روابط سياسي و چالش‌هاي مرزي از احمدشاه درّاني تا احمدشاه قاجار،

21.      محمدی، محمد ـ رضا طالبی. (1385)، جهانی شدن.

22.      مرکز توسعة تجارت کیش. (30/4/1389)، «پایگاه‌هاي مناطق آزاد و مناطق ويژه و سایر پایگاه‌های مرتبط»، http://www.kishtpc.com/FreeTrade%20Zones_Persian.

23.      معصومی، فرید. (29/4/1389)،«كمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان»،  http://mohajerinnewz.mihanblog.com/post/106 .

 منابع لاتین:

24.      Beaverstock, J. V, Taylor, P. J. and Smith, R. G. (1999), “A roster of world cities”, Cities, Vol. 1. 16.

25.      Gallis, Micheal, Russell, James S. (2002), World City, architectural Record, Vol,190, Issue 3. 

26.      Meekam Ng & Petter Hill. (2003), “World cities or grate cities? A comparative study of five Asian metropolises”, Cities ,vol,20, No.3.

27.      J.V. Beaverstock, R.G. Smith, H. Lorimer. (2000), Globalization and world cities: some measurement ,methodologies, Applied Geography.



1. Dr. Melisbek A. Baisymakov

نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد1390 ساعت 2:46 قبل از ظهر توسط مهدیه برادران قاسمی


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا | قالب های پارسی

This template designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006 ParsTheme.mihanblog.com

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">